فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

431

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

چند بردهء برهنه را بطرزى وحشتناك زخمى كردند چنان كه بردگان نيز همچون مرغان جيغ مىكشيدند . چند بار نيز يك سگ كوچك را كه دور و برشان مىگشت نوك زدند . اين سگ متعلق به شخصى فرانسيسكو مانيس « 277 » نام بود كه از گوآ با كسان سفير به كشتى سوار شده بود . اين حيوان پس از سوار شدن صاحبش ، با آنكه قايق خيلى از ساحل دور شده بود خود را به آب انداخت و شناكنان به دنبال وى آمد . اين عمل ملاحان را برقت آورد و آن را در قايق جا دادند . اين حادثه شبيه است بدانچه براى سگ گزانتپپ « 278 » رخ داد كه هنگامى كه صاحبش به صورت تبعيدى از آتن به جزيرهء سالامين « 279 » مىرفت وى را دنبال كرد - اگرچه ، عمل اين سگ فيلسوف را بسيار خشنود كرد . اين مرغهاى تنبل همواره با ما همراه بودند و تمامى روز را در جائى كه گفتيم بال مىزدند . با اين‌كه سفير قدغن كرده بود كه مطلقا بدانها صدمه نزنند ، غالبا آنها را مىگرفتند . برخى از ملاحان براى بدست آوردن پرهاى نرم زير بالهايشان آنها را مىكشتند . پرهاى زير بالهاى اين پرندگان شبيه پرهاى پرندگان ديگرى است كه آنها را آنتونال « 280 » مىنامند . همچنين به پرهاى كلاغهاى دماغهء اميد نيك شبيه است كه برخى معتقدند براى معالجهء سوء هضم و ضعف معده داروئى مؤثر است . جالب آنكه اين مرغان دريائى علاقهء بسيار به نزديك شدن به انسانها داشتند چنان كه هريك ديگرى را گاز مىگرفت و پس مىزد تا خود را هرچه بيشتر به كشتى و مسافرانش نزديك كند . روز شانزدهم بعد از آنكه سراسر شب پيشين را تا ساعت ده صبح در هوائى بسيار آرام گذرانيده مطلقا پيش نرفته بوديم عقب كشتى را بسوى مغرب گردانيديم بلكه بتوانيم خشكى را پيدا كنيم . اتفاقا جريان آب ما را بهتر از باد به پيش راند . در اين روز در ارتفاع

--> ( 277 ) Francisco Magnes ( 278 ) Xantippe زن سقراط كه به ترشروئى و بد اخمى شهره است . نويسنده او را با شوهرش اشتباه گرفته . - م . ( 279 ) Salamine ( 280 ) Antenale